اخبار > گزارش آبان ماه 93 رييس دانشگاه به همكاران و دانشجويان/ روزي بايد شيوه «جدال احسن» را پذيرفت
 


  چاپ        ارسال به دوست

گزارش آبان ماه 93 رييس دانشگاه به همكاران و دانشجويان/ روزي بايد شيوه «جدال احسن» را پذيرفت

دكتر علي جعفريان، رييس دانشگاه مطابق ماه‌هاي گذشته در پايان ماه گزارشي را به همكاران و دانشجويان ارائه كرد.
متن كامل اين گزارش به شرح زير است:

دانشگاهيان محترم سلام
آبان ماه 93 هم با اجراي مرحله سوم طرح تحول سلامت به يك ماه پركار تبديل شد و اين موضوع قسمت زيادي از وقت ما را به خود اختصاص داد. بنابراين من هم در اين گزارش عين متني را كه به عنوان سرمقاله به نشريه سپيد ارائه شد در ابتدا مي آورم  اگرچه قسمت عمده آن خارج دانشگاهي است. البته موضوعات مهم ديگري هم داشتيم كه به آن اشاره مي كنم.

مرحله سوم طرح تحول سلامت، متن و حاشيه
15 آبان ماه زمان نظارت بر اجراي تعرفه‌هاي جديد و برخورد با تخلفات تعرفه‌اي در مورد بيماران بستري بود. اين موضوع 45 روز بعد از ابلاغ كتاب جديد ارزش نسبي خدمات و آماده شدن مقدمات اجرايي آن اعلام شد.
براساس مصوبه هيأت وزيران نظارت بر تعرفه‌ها به عهده ستادي متشكل از رئيس شوراي هماهنگي نظام پزشكي، رئيس دانشگاه و دادستان انتظامي نظام پزشكي در هر استان است. نكته مهم در اين مصوبه اعتماد دولت به جامعه پزشكي براي نظارت بر اجراي صحيح تعرفه است. در جريان اعلام اين قسمت از طرح همانطور كه انتظار مي‌رفت حواشي متعددي اتفاق افتاد. از يك طرف برخي از پزشكان به جريان‌سازي‌هاي رسانه‌اي و برجسته نشان دادن اعضاي متخلف اين گروه معترض بودند و دريافت‌هاي خارج از تعرفه را به دليل نامتناسب بودن و غيرواقعي بودن تعرفه‌ها در طول سال‌هاي طولاني طبيعي مي‌دانستند. از طرف ديگر عده‌اي با اعتراض شديد به افزايش تعرفه خدمات پزشكي اين اقدامات را در مسير افزايش درآمد پزشكان و فاقد اثرگذاري در ارتقاي نظام سلامت مي‌پنداشتند. گروه اول با مقايسه خود با بعضي اقشار ديگر جامعه معتقد بودند گروه پزشكي نبايد با ذكر تخلفات و برخورد با هم صنفان خود شأن خود را در جامعه كاهش دهد چنانچه هيچ صنف ديگري هم چنين كاري نمي‌كند. گروه دوم اصرار داشتند گروه پزشكي عده‌اي زياده‌خواه هستند و عليرغم درآمدهاي چند ده ميليون توماني ناراضي هستند. گروه اول وزارت بهداشت را به بي‌حرمتي به پزشكان متهم نمودند و گروه دوم وزرات بهداشت را پزشك سالار و داراي سوگيري شديد درجهت منافع پزشكان قلمداد نمودند. از همين مقدمه كوتاه روشن مي‌شود چه مقدار اختلاف نظر در اين موضوع مهم بين گروه پزشكي و بخشي از جامعه وجود دارد و چقدر تفاوت برداشت از يك موضوع وجود دارد. من در اين نوشتار قصد نقد يا پاسخ گويي به اظهارات گوناگون را ندارم و فقط ديدگاه خود را به عنوان يك پزشك كه هم مسئوليت اجرايي در بخش دولتي دارد و هم مختصري فعاليت در بخش خصوصي داشته است بيان مي‌كنم.
گروه پزشكي به دليل ماهيت اين حرفه كه متعهد به ارائه خدمات سلامت به مردم است، اصالتاً قابل مقايسه با ساير مشاغل كه با هدف كسب سود شكل مي‌گيرند نيست. به عبارت ديگر پزشكان وارد اين حرفه مي‌شوند تا با استفاده از دانش اندوخته خود به يكي از مهم‌ترين نيازهاي مردم كه حفظ و ارتقاي سلامت و بازگرداندن آن در بيماري است پاسخ دهند. به همين دليل پزشكي مانند روحانيت و قضاوت با سوگندي آغاز مي شود كه ناظر به همين موضوع است و درآن بر اولويت منافع بيمار بر هر چيز ديگري تأكيد مي‌گردد. بنابراين وظيفه ما به عنوان پزشك در قبال جامعه روشن است. البته پزشكان به موازات اين وظيفه سنگين از امتيازاتي مانند اعتماد مردم و محرميت نسبت به اسرار ايشان و اجازه انجام اقداماتي كه هيچ كس مجاز به آن نيست برخوردارند. آنچه باعث مقدس خواندن اين رشته نزد مردم است همين تعهد حرفه‌اي نسبت به ايشان است و همين موضوع هم باعث محبوبيت قابل توجه پزشكان بين مردم و تمايل زايدالوصف ايشان براي تحصيل فرزندانشان در اين رشته است. ظاهرا نظرسنجي‌ها هم مؤيد اين موضوع است و پزشكان از نظر محبوبيت بين مردم عموما در سه رده نخست قرار دارند.
اما طرف ديگر موضوع وظيفه جامعه نسبت به اين قشر فرهيخته و ارزشمند است. براي مردم روشن است كه تحصيل در رشته پزشكي از ابتداي ورود به آن تا پايان مراحل تخصصي و بعضا فوق تخصصي كاري سخت و طولاني است و دانشجوي اين رشته تمام دوران جواني خود را بدون درآمد براي رسيدن به نقطه مطلوب سپري مي‌كند و عموما پس از سن سي سالگي كار خود را آغاز مي‌نمايد. علاوه بر اين تنها گروه تحصيلات عالي در كشور كه متعهد به خدمت دولتي براي زمان معين هستند اين گروه است. اين يعني الزام به گذراندن دوران 2 تا 8 سال تعهدات قانوني در هر محلي كه وزرات بهداشت تعيين كند بسته به ميزان تحصيلات و محل خدمت با دريافتي دولتي. حال بايد ديد جامعه در قبال انتظاري كه به حق نسبت به گروه پزشكي دارد، چگونه خدمات ايشان را جبران مي‌كند تا از سطح زندگي معقول و متناسب با شأن خود برخوردار باشند و بدون نگراني معيشت با تمام توان به انجام هرچه بهتر حرفه خود بپردازند. در واقع اصل بحث تعرفه براين مبنا شكل مي‌گيرد كه مابه إزاي مادي خدمات گوناگون پزشكي را چگونه بايد در نظر گرفت. اين سؤال مهم‌ترين قسمت بحث تعرفه خدمات پزشكي است و بيشتر اظهار نظرها هم در همين مقوله متمركز مي‌شود. به نظر شما جان بيماري كه به دنبال يك تصادف دچار آسيب قفسه سينه شده و با يك اقدام نسبتا كوچك پزشكي مثل گذاشتن لوله سينه زنده مي‌ماند چقدر ارزش دارد؟ آيا براي حفظ جان يك فرد مي‌توان قيمتي تعيين كرد؟ بسياري از اقدامات پزشكي در اين گروه قرار مي‌گيرند حتي برخي اقدامات درماني به ظاهر كوچك. موارد متعدد ديگري هم هستند كه به حفظ يك عضو مانند اندام مربوط مي‌شوند. براي حفظ دست يك فرد به دنبال حادثه شغلي چقدر ارزش مادي مي‌توان در نظر گرفت؟ روشن است كه تعيين ارزش مادي براي اين اقدامات ممكن نيست زيرا براي هر يك از ما حفظ سلامتي مهم‌ترين اولويت است و حاضر هستيم تمام دارايي خود را براي آن بپردازيم.
از اينجاست كه به دليل اهميت موضوع و ناكارآمدي مدل عرضه و تقاضا چنانچه در مشاغل ديگر مورد استفاده است، دولت در هر كشور بر اساس مجموعه عواملي نظير ميزان سختي و ريسك كار، دانش و تجربه مورد نياز و البته منابع مالي حوزه سلامت تعرفه خدمات سلامت را تعيين مي‌كند و البته در اغلب كشورها بخش حرفه‌اي اين تعرفه كه مربوط به حق‌الزحمه پزشكان است در بخش دولتي و خصوصي يكسان است. اتفاقي كه اكنون در مرحله سوم طرح تحول سلامت رخ داده يك گام مهم در جهت اصلاح تعرفه‌هايي است كه در طول دو دهه بدون توجه به ميزان تورم و افزايش هزينه‌ها در سطح پايين نگهداشته شده بود. اين پايين نگهداشتن مصنوعي تعرفه خدمات پزشكي همراه با تفاوت قابل توجه تعرفه بخش دولتي و خصوصي از يك طرف منجر به كاهش اقبال پزشكان به كار دربخش دولتي و از طرف ديگر باعث رواج دريافت‌هاي خارج تعرفه‌اي در بخش خصوصي شد و كار به آنجا رسيد كه همه ذي‌نفعان شامل مردم، پزشكان و دولت ناراضي شدند. اگر جامعه مي‌خواهد جوانان با استعداد كشور در رشته‌هايي مانند پزشكي كه بدون شك مورد نياز تمام مردم است، وارد شده و با كسب دانش و مهارت‌هاي لازم در خدمت ايشان باشند و در عين حال ميل به مهاجرت در اولين فرصت را نداشته باشند، بايد بتواند سطح مناسبي از زندگي را براي ايشان تأمين كند. بي‌توجهي به اين اصل ساده و مهم نتيجه‌اي جز آنچه در دو دهه اخير رخ داد به دنبال نخواهد داشت.
واقعيت موجود اين است كه در حال حاضر متوسط كارانه پرداختي به حدود 800 نفر اعضاي محترم هيأت علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران 000/600/5 تومان در ماه است و اين با ارقامي كه توسط برخي افراد غوغاسالار در فضاي رسانه‌اي بيان مي شود بسيار متفاوت است. از كارانه صد ميليون توماني هم در اين دانشگاه خبري نيست.
البته در بخش خصوصي موضوع متفاوت است و به دليل آشفتگي بلند مدت تعرفه‌هاي اين بخش، اندكي از پزشكان هدف اصلي حرفه پزشكي را فراموش كردند و مانند افراد معدودي از ساير حرفه‌هاي مشابه از جمله قضات و روحانيان از موقعيت خود در جهت منافع مادي استفاده نادرست به عمل آوردند كه طبعا قابل دفاع هم نيست.
لازم به ذكر است در دو هفته‌اي كه از اعلام اجراي دقيق نظارت بر رعايت تعرفه‌ها در بيماران بستري گذشت، همراهي جامعه پزشكي به خوبي نمودار شد و عليرغم اختلاف نظرهايي كه در مورد تعرفه‌ها در بعضي موارد وجود داشت هنوز مورد ثابت شده‌اي از تخلف تعرفه‌اي در حوزه تحت پوشش دانشگاه علوم پزشكي تهران گزارش نشده است.
خلاصه بحث اينكه گروه پزشكي به دليل ماهيت اين رشته بايد چارچوب حرفه‌اي خود را رعايت نمايد و هميشه مصالح مردم را در اولويت خود قرار دهد و جامعه نيز متقابلا بايد زحمات اين گروه را متناسب با شأن ايشان جبران نمايد؛ براي رسيدن به تعريف مناسب از ميزان جبران هم مي‌توان متوسط تعرفه‌هاي پزشكي كشورهاي همسايه را ملاك قرار داد كه كار چندان پيچيده‌اي هم نيست. نه گروه پزشكي مي‌تواند خود را با ساير مشاغل درآمدزا مقايسه كند و نه جامعه مي‌تواند از اين گروه انتظار داشته باشد بدون جبران معقول مادي مسئوليت اقدامات درماني سخت، پرزحمت و پرعارضه را بر عهده بگيرد و پاسخگوي شكايات احتمالي و جبران مادي آن هم باشد. به نظر مي‌رسد بايد راه معقول را بدون توجه به حواشي در پيش گرفت و ضمن انجام اصلاحات لازم در تعرفه‌ها و ارزش نسبي خدمات در يك بازه زماني مشخص، بر اجراي درست آن تأكيد نمود و در جهت يكسان شدن جزء حرفه‌اي تعرفه در بخش دولتي و خصوصي حركت كرد. بدين ترتيب مي‌توان انتظار داشت جامعه پزشكي بدون ارتباط مالي مستقيم با بيمار بهترين خدمات را به مردم ارائه نمايد، همانطور كه در سه دهه گذشته پيشرفته‌ترين درمان‌ها را در كشور ميسر ساخته و اكنون مايه مباهات تمام ايرانيان در اين شاخه از علوم است.

دومين نشست دانشجويي
دومين نشست دانشجويي هيأت رئيسه دانشگاه همانطور كه سال گذشته وعده داده بوديم در آبان ماه برگزار شد. در اين جلسه 100 سؤال از طرف حدود 200 دانشجوي حاضر جمع آوري شد كه به 30 سؤال در جلسه پاسخ داده شد و بقيه سؤالات پس از مطالعه من به معاونين ذيربط ارجاع خواهد شد. من هميشه از حضور در جمع دانشجويان استقبال مي كنم و اين فرصت را مغتنم مي دانم. جلسه امسال هم كه مانند سال قبل با اجراي دوستان دانشجو برگزار شد بسيار منظم بود و در آن سؤالات و درخواست هاي دانشجويان مطرح گرديد. همانطور كه در جلسه هم بيان شد دانشگاه ما از جهات مختلف بهترين دانشگاه علوم پزشكي كشور است اما اين به معني بي نقص بودن نيست و اگر چنين تفكري بين ما شايع شود زمان افول دانشگاه خواهد بود. بسياري از خواسته هاي دانشجويان به حق و درست است و ما هم تلاش مي كنيم براي تحقق آنها تلاش كنيم، همانطور كه در يك سال گذشته براي اصلاح وضع خوابگاه خودگردان اقدام شد و شرايط اكنون بهتر از قبل است. بعضي از درخواست ها هم به نظر من دور از شأن دانشجوي دانشگاه ماست مانند درخواست كاهش حد نصاب قبولي آزمون هاي جامع  به كمتر از 9 از 20. به هرحال در پايان اين جلسه براي برگزاري نشست هاي موضوعي اعلام آمادگي كرديم و از برگزاري آنها استقبال مي كنيم. دانشگاه محل تضارب آرا و افكار با روش علمي و به دور از جنجال و هياهو است. در دانشگاه مي توان در باره موضوعات مختلف با ارائه شواهد و به صورت مستدل بحث كرد و البته اين كار نبايد وسيله اي براي فضاسازي مثبت يا منفي براي اقشار يا گروه هايي در خارج از اين چارچوب باشد. شايد هنوز جامعه ايران بطور كلي و جامعه دانشگاهي بطور خاص براي اين تبادل منطقي افكار و آرا آماده نباشد اما روزي بايد اين شيوه "جدال احسن" را پذيرفت و بدون متهم كردن اشخاص يا گروه ها به بحث در باره افكار و انديشه ها پرداخت و چه كسي براي اين كار مناسب تر از دانشجو است؟



دوره آشناسازي اعضاي هيأت علمي جديد با دانشگاه

حضور در دومين روز از دوره آشناسازي اعضاي هيأت علمي جديدالورود در دهه آخر آبان ماه فرصت بسيار خوبي براي من و همكارانم بود. البته من در قسمت غير رسمي برنامه و هنگام ناهار در كنار همكاران جديد بودم اما از اين فرصت براي بيان نظرات دوستان استفاده شد و من هم مطالبي را خدمت ايشان عرض كردم. اصل اين برنامه به نظرم ضروري است و شايد در اجراي آن تأخير هم شده باشد. آشنا شدن اعضاي هيأت علمي جديد با ضوابط و فرايندهاي جاري در دانشگاه بسيار ضروري و البته كمك كننده است. از مركز توسعه آموزش و معاونت آموزشي دانشگاه بابت طراحي و اجراي اين برنامه تشكر مي كنم. از گذشته تا كنون اعضاي هيأت علمي و دانشجويان نخبهباعث افتخار دانشگاه ما بوده اند و اميدوارم نسل جديد اعضاي هيأت علمي در تداوم اين مسير درخشان بهتر از پيشينيان خود عمل كنند.


اولين جلسه مشترك با مديران گروه هاي آموزشي دانشگاه

 پس از صدور ابلاغ اكثريت قريب به اتفاق مديران گروه هاي آموزشي، جلسه اي به دعوت معاونت آموزشي دانشگاه با حضور اين همكاران گرامي برگزار شد. متأسفانه من به دليلي كه در بخش حواشي خواهم آورد نتوانستم از ابتداي جلسه حاضر باشم اما يك ساعت ونيم دوم را در خدمت مديران گروه ها بودم و مطالب ايشان را شنيدم. بايد اذعان كنم كه از حضور در چنين جلسه اي بسيار خوشحال شدم و بار ديگر براي نعمت كار كردن در اين دانشگاه شكرگزاري نمودم. مديران گروه دانشگاه كه بيش از 100 نفر هستند با انگيزه و جديت در باره مسائل مختلف اظهارنظر كردند و خواسته هاي خود را بيان نمودند. اينكه ايشان مطالبات فراوان از دانشگاه داشته باشند همان چيزي است كه انتظار مي رود و من از اين بابت بسيار خرسندم. ممكن است ما نتوانيم همه نيازها را برآورده كنيم اما وجود اين ظرفيت در دانشگاه نقطه قوت ارزشمندي است كه بايد قدر آنرا دانست. ما هم تمام همت خود را براي تأمين نيازهاي همكاران در گروه هاي آموزشي بكار خواهيم بست و اميدوارم انگيزه و همت همكاران باعث رشد روزافزون فعاليت هاي دانشگاهي شود.


حواشي
حضور در دو كنفرانس علمي به عنوان سخنران در آبان ماه فرصتي بود كه كمي از عقب ماندگي خود را در رشته تخصصي خودم (جراحي كبد و مجاري صفراوي و پيوند كبد) جبران كنم. اين هم يكي از مشكلاتي است كه مرتب ذهن بنده را مشغول مي كند چون طبيعت رشته پزشكي تحول سريع است و اندك فاصله اي مي تواند به يك شكاف عميق منجر شود. هنوز نتوانسته ام وقت ثابتي را براي مطالعات علمي اختصاص دهم و از اين جهت ناراحت هستم.
اما اتفاق خوب اينكه دو بار فرصت ورزش در آبان ماه پيدا كردم كه يكي از آنها پياده روي شبانه در پارك جمشيديه با يكي از دوستان قديم بود. هوا نسبتا سرد و محوطه پارك بسيار خلوت بود و حدود يك ساعت و نيم از اين فضا استفاده كرديم. ورزش واقعا ضرورتي قطعي براي جلوگيري از عوارض زندگي صنعتي است كه بايد در برنامه زندگي همه ما وارد شود. البته به جوانترها ورزش هاي پرتحرك را پيشنهاد مي كنم اما براي ميانسالان و بزرگترها هر نوعي كه بتوانند خوب است حتي نرمش در اتاق. اين كاري بود كه مرحوم پدر ما هميشه صبح ها انجام مي دادند و من در ايام جواني كه بعضي روزها سه ساعت ورزش نيمه حرفه اي مي كردم با خود مي گفتم اين حركات ملايم و آرام چه فايده اي دارد؟ اكنون مي فهمم كه همين اندازه تحرك و مداومت بر آن چقدر ارزشمند و ضروري است.
در شب هاي پايان آبان ماه در يك حادثه زمين خوردم كه باعث آسيب ديدگي مفصل آرنج چپ و خراشيدگي صورت شد. بسياري از همكاران كه عكس هاي اخبار اين روزها را ديده بودند ابراز محبت كردند كه از لطف همه سپاسگزارم. حادثه جزء زندگي بشر و زماني كه مقدر باشد حتما خير است. طبعا به دليل آسيب وارده محدوديت هايي بوجود آمد اما خدا را شكر مي كنم كه مشكل جدي تري رخ نداد.

سخن آخر
ايام عزاداري حضرت سيدالشهدا را سپري كرديم و امسال توفيق داشتم كه شب دهم و ظهر عاشورا را در مراسم عزاداري شركت كنم. اگر خوب توجه كنيم چه خوب مي بينيم كه عزاداري واقعي و صحيح امام حسين عليه السلام از جنس ديگري است و چقدر روح انسان را تازه مي كند و چرا اين مقدار برپاداشتن آن مورد توصيه ائمه اطهار است. اميدوارم شركت شما همكاران گرامي در اين مراسم مورد قبول صاحب عزا، حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف قرار گرفته باشد و دعاهاي شما به استجابت درگاه احديت برسد.
دكتر علي جعفريان
آبان 1393

 


١٥:٠١ - شنبه ٣٠ آبان ١٣٩٣    /    عدد : ٥٧٨٧١    /    تعداد نمایش : ٩٤



خروج